شهادت امام علی(ع)

شهادت مولای متقیان علی (ع) را به همه شیعیان جهان تسلیت عرض می نمائیم .

شهادت مولای متقیان علی (ع) را به همه شیعیان جهان تسلیت عرض می نمائیم .
چند سالي هست در کشور ما بحث درباره شرکت هايي که به شکل هرمي فعاليت مي کنند، گسترش يافته و فراز و نشيب هاي زيادي هم دراين باره وجود داشته است.
از بحث پيرامون شرکت هايي شبيه «پنتاگونا» که رسما يک شبکه هرمي برمبناي بازي پول بود تا شرکت هايي که نام بازاريابي شبکه اي برخود نهادند، که شايد مهمترين و معروفترين آنها، شرکت «گلد کوئيست»(QUEST GOLD) يا به عبارت کاملتر «کوئست اينترنشنال»(QI) بوده وهست که نام آن و نحوه فعاليت اعضايش، تقريبا به گوش همگان رسيده است و پس از آن هم شرکت هاي رسمي و غيررسمي فراواني سربر آوردند و بعضي پرسرو صدا و برخي هم بي سروصدا فعاليت کرده و مي کنند.
در طي سال هاي اخير، بحثها و اخبار و مطالب فراواني در ميان مسوولا ن، روزنامه ها، رسانه هاي گروهي و در ميان عامه مردم درباره اين قبيل شرکتها جريان داشته و مي توان گفت که هر کس، بسته به برداشت خودش از اين پديده، نظري اعلا م کرده واز اين رو گوش همه از برداشت هاي افراد مختلف پر شده است.
البته به جز برخوردهاي کاملا رسانه اي و گاه سطحي افراد، بحث هاي نسبتا صحيح تري هم در مطبوعات و رسانه ها بيان شده است.
به هرحال موج اين کار آن قدر در جامعه سروصدا داشته که در زمان هايي، به خصوص در سال 84 هر روز اخبار و مطالبي درج و پخش مي شد و تهديدهاي جدي و هراسناکي نيز دائم به گوش مي رسيد و البته همچنان اين تهديدها و توصيه ها براي عضو نشدن دراين شرکتها دامه دارد.
در همان سال 84، مجلس شوراي اسلا مي قانوني را به صورت خاص، براي فعاليت دراين شرکتها تصويب کرد که گام مهمي در راستاي روشن شدن مسائل بود، اما متاسفانه اين حرکت متوقف شد.
بگذريم.... آن چه در اين مجال قصد پرداختن به آن را داريم، بررسي و مرور اتفاقات گذشته نيست. البته در فرصت هاي ديگري به آن نيز خواهيم پرداخت و به اميد خدا قصد داريم با همکاري گروهي از دوستان که در سال هاي اخير، مطالعات و تحقيقات و تجربيات گسترده اي در زمينه فروش مستقيم و بازاريابي شبکه اي، در داخل و خارج از کشور داشته اند و همچنين سابقه و تاريخچه و وضعيت حال حاضر اين کار را در کشورهاي ديگر بررسي کرده اند، مطالبي را پيرامون جنبه هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و حقوقي بازاريابي شبکه اي جمع آوري نموده و به چاپ برسانيم، تا شايد قدمي هر چند کوچک درجهت شناختن صحيح اصول بنيادين اين پديده، در کشورمان برداريم.
به خصوص درباره مسائل تاريخي و تجربيات کشورهاي ديگر و چگونگي شکل گيري اين صنعت در دنيا و سير حرکتي آن از پديده هاي شومي با نام «دسيسه هاي هرمي» تا رسيدن به اين زمان که «بازاريابي شبکه اي» صنعتي بسيار مهم و قابل توجه در دنيا شده است، مطالب قابل تامل فراواني وجود دارد که اميدواريم فرصت جمع آوري و ارائه آنها فراهم گردد.
ناگفته نماند که در طي چند سال گذشته، کتاب هاي متعدد و بسيار ارزشمندي از بزرگان و مربيان تراز اول اين صنعت در دنيا، به زبان فارسي ترجمه شده که نقش بسيار سازنده و مهمي در روند اصلا ح نگاه افراد و انجام اصولي اين حرفه داشته و دارد.
اکنون ما تلا ش داريم در قالب يک گروه از افرادي که در زمينه بازاريابي شبکه اي، مطالعه و تحقيق و ترجمه داشته اند، حرکتي را براي شناخت صحيح آن، در سطح رسانه ها آغاز کنيم.
مدتي است که قصد چنين حرکتي را داشتيم، اما برگزاري اولين نمايشگاه و سمينار بين المللي در اين زمينه، در شهر دبي، بهانه خوبي براي شروع شد.
در ارديبهشت ماه امسال، اولين فستيوال فروش مستقيم (Festival Selling Direct) درشهر دبي امارات متحده عربي در دو بخش نمايشگاه و سمينار آموزشي برگزار شد.
در بخش نمايشگاه 50 شرکت فعال در زمينه فروش مستقيم و بازاريابي شبکه اي از 12 کشور دنيا محصولا ت و خدمات خود را در معرض ديد بيش از 3500 بازديد کننده از 35 کشور قرار دادند. همچنين سمينار آموزشي پيرامون چگونگي شکل گيري اين صنعت و شناخت کمپاني هاي سالم و روش عملکرد آنها و همچنين شيوه فعاليت اصولي افراد، توسط 3 تن از اساتيد و صاحبنظران و مربيان برتر دنيا و با حضوربيش از 350 نفر از مديران و مربيان و افراد فعال در اين حرفه برگزار شد.قبل از ادامه مطلب لا زم است توضيح مختصري درباره «فروش مستقيم» (selling Direct) و ارتباطش با«بازاريابي شبکه (marketing Network) يا «بازاريابي چند سطحي» (Marketing Level Multi) ارائه دهيم.
در واقع بازاريابي شبکه اي يا چند سطحي، زير مجموعه فروش مستقيم محسوب مي شود.فروش مستقيم، فروش بدون واسطه کالا يا خدمات از توليد کننده به مشتري نهايي(مصرف کننده) توسط يک سطح از توزيع کنندگان است و در بازاريابي شبکه اي يا چند سطحي، همين کار توسط شبکه اي از مشتريان يا سطوح مختلف مشتريان که خود مصرف کننده هم هستند، صورت مي گيرد.البته درباره مفهوم دقيق اين واژه ها، در فرصت هاي بعدي توضيحات کاملتري ارائه خواهد شد، اما مختصر اين که فروش شبکه اي،گسترش و استفاده بهتر از قدرت شبکه اي از توزيع کنندگان براي فروش بيشتر محصولا ت و خدمات محسوب مي شود و نامگذاري فستيوال فروش مستقيم به اين نام نيز، به همين علت بوده است که اساسا صنعت فروش مستقيم، صنعت گسترده اي است که فروش شبکه اي هم جزو آن قرار مي گيرد، چه بسا اين که تعدادي از شرکت هاي حاضر در نمايشگاه نيز، تنها يک شرکت فروش مستقيم بودند و فروش شبکه اي جزو برنامه هاي آنها نيست.اما بحث اصلي اين است که در کنار گوش ما- درهمين کشور کوچولوي! امارات- که همه گذشته و حال و رشد و پيشرفت آن مربوط به همين دوره 30 ساله اخير مي شود و اتفاقا با سرعت بسيار بالا يي اين مراحل رشد را طي کرده، اين نمايشگاه و سمينار برگزار شده و باز هم شاهد فرصت يابي به موقع آنها هستيم. مي توان گفت با برگزاري اين مراسم توسط «مرکز آموزش فروش مستقيم در دبي»(DSEI) که به نوعي شعبه اي از «مرکز آموزش فروش مستقيم دانشگاه شيکاگو آمريکا» مي باشد، اين شهر به مرکز گسترش اين صنعت در خاورميانه تبديل شده است. چه بسا اين که پيش ازاين هم، اغلب شرکت هاي بازاريابي شبکه اي که در منطقه خاور ميانه و جنوب شرقي آسيا فعاليت مي کنند، يک دفتر نمايندگي در شهر دبي داشته اند.
جالب اين که تاسيس«مرکز آموزش فروش مستقيم در دبي» و برگزاري اين فستيوال به همت يک گروه از جوانان ايراني که هدفشان گسترش صحيح اين صنعت در منطقه بوده، انجام شده است!اما سخن ما اين است که پس از 7-8 سال فعاليت هاي محسوس و غير محسوس شرکت هاي هرمي و بازاريابي شبکه اي در ايران، آيازمان آن نرسيده است که با چشماني بازتر و نگاهي عميق تر به اين پديده بنگريم!؟
سال هاست اين کار درنظر اکثر مسوولا ن و مردم ما، تنها به عنوان يک کلا هبرداري بزرگ جا افتاده است و هيچ انگيزه و تلا شي براي نگاهي متفاوت و صحيح به آن وجود ندارد.
اگر مروري به حوادث سال هاي اخير پيرامون اين پديده در کشورمان داشته باشيم، جز اخبار ناگوار و شکايات مال باختگان و دستگيري اعضا وايجاد جو ترس و نگراني ودلهره نسبت به اين کار و مطالب و فيلم ها و سريال هاي محکوم کننده و تهديد کننده و مجرم انگاشتن عده زيادي از جوانان که قصد انجام کار خلا في نداشته اند، چيز ديگري نشنيده و نديده ام و سوال بزرگ اين است که چرا با وجود اين همه مخالفت هاي آشکار و جدي با اين مقوله- چه از طرف مسوولا ن و رسانه ها و چه از طرف خانواده ها و دوستان و آشنايان- همچنان افراد و گروه هاي زيادي عضو اين شرکت ها مي شوند و همچنان اخبار حاکي از دستگيري ها را مي شنويم؟
چندي بيش در يکي از روزنامه ها مطلبي خواندم با اين مضمون که «غول گلد کوئيست دوباره بيدار شده و اگر اين بار جلوي آن را نگيريم، معلوم نيست چه بلا يي سر جوان هاي ما خواهد آورد؟»
سوال اين است که اگر اين شرکت ها همگي کلا هبردار هستند و جوانهاي ما دائم خام مي شوند و سرشان کلا ه مي رود و همه روزنامه ها و رسانه ها هم، مدام هشدار مي دهند که مواظب اين غول هاي کلا هبردار باشيد و صحبت از زندان و دستگيري و غيره مي شود...، پس چرا پس از گذشت حداقل 5 سال از برخوردهاي قضايي و نوشتن و گفتن و اعلا م کردن ماهيت اين کلا هبردارها، همچنان اين کلا هبردار ها هستند و دارند کلا هبرداري مي کنند؟ و چرا نه تنها تعداد اين شرکت ها و افراد کم نشده است که روز به روز به تعداد آنها افزوده هم مي شود؟اشتباه نشود... قصد ما، به هيچ وجه دفاع از شرکت هايي که در حال فعاليت در ايران هستند- به خصوص آنهايي که به تعهدات خودشان پايبند نبوده اند- نيست. چه بسا بسياري از آنها واقعا به قصد کلا هبرداري و سودجويي، از نام بازاريابي شبکه اي سو» استفاده کرده و مي کنند و تعدادي هم به دليل نداشتن مشخصه هاي لا زم براي يک شرکت سالم و قانونمند و استاندارد بازاريابي شبکه اي، قصد کلا هبرداري هم نداشته اند، البته تعدادي هم علي رغم شرايط نامطلوب جامعه، تمام تلا ششان را براي عملکردي سالم به کار بسته اند. اما آن چه که مهم است، اين است که چرا ما بايد شاهد چنين وضعيتي باشيم؟ تا کي مي خواهيم به اين مصاديق و شرکت هاي بعضا خطا کار بپردازيم و اصل صنعت را نشناسيم؟
قطعا اين روش عقلا ني نيست که يک اصل را بر اساس عمل کرد عده اي خطا کار، زير سوال ببريم. تصور کنيد يک شرکت خودروسازي، اتومبيلي بسيار بد و با کيفيت پائين توليد مي کند و شما به محض اين که آن را از کارخانه تحويل مي گيريد، در همان دقايق اول، خراب مي شود و از حرکت مي ايستد. آيا شما کارخانه سازنده را مورد سرزنش قرار مي دهيد يا اصل صنعت خودروسازي را؟
نکته جالب اين جاست که ما اصولا در کمتر مواقعي اين گونه قضاوت مي کنيم، اما بدون شک اگر ما هميشه خودروي با کيفيت پائين و قيمت غير منصفانه ببينيم و سوار شويم و يک خودروي استاندارد و عالي را اصلا نبينيم يا ندانيم که اساسا خودروي خوب هم مي تواند وجود داشته باشد، آن وقت حق داريم که کل صنعت خوروسازي را زير سوال ببريم!
اما چطور مي شود که ما چنين نکرده ونمي کنيم؟
چون به خودمان اجازه داده ايم که صنعت خودروسازي را بر اساس استانداردها و اصول بنيادين آن بشناسيم، نه از روي يک مدل خودروي بي کيفيت!
خودروي خوب سوارشديم و تجربه و مقايسه کرديم و در نهايت هم قضاوت منصفانه اي مي کنيم که آيا اين خودروي ساخت فلا ن کارخانه است که خوب نيست، يا کل صنعت خودروسازي!؟
متاسفانه علي رغم اين که اين قاعده منطقي را قبول داريم و فرهنگ اسلا مي ما هم به ما ياد داده که همه قولها را بشنويم و پس از آن بهترين را انتخاب کنيم، اما در عمل گاهي عجولا نه عمل مي کنيم و با ديدن اولين مصداقها، به قضاوت مي نشينيم.مسلما هر چه در برابر پديده ها و تغييرات جدي، مقاومت بيشتري مي کنيم، دير تر دست به کار مي شويم و آنها که زودتر به شناسايي ودرک پديده هاي جديد مي پردازند، فرصت هاي بيشتر و بهتري را براي رشد مي يابند.
بدون شک، شناختن بازاريابي شبکه اي- به همان گونه که بايد باشد، و نه تنها آن گونه که برخي مي گويند و هست- مهمترين وظيفه ماست و براي اين شناخت، بايد به خودمان اجازه بدهيم که آن را بر اساس آن چه که به رشد و پيشرفت جامعه ما کمک مي کند، بشناسيم و آن را تبديل به يک فرصت کنيم، نه يک تهديد که باعث ايجاد بحران و اخبار منفي و گسترش بي اعتمادي گردد.
از اين روست که برگزاري اولين نمايشگاه و سمينار آموزشي فروش مستقيم در دبي، نقطه عطف مهمي براي کشور امارات و منطقه خاورميانه محسوب مي شود.همه مي دانيم که شهر دبي به مدد استفاده از فرصتهاي تجاري، در زماني بسيار کوتاه، تبديل به دبي کنوني شده است و امروز هم مي بينيم که اين فرصت را به نحو عالي درک کرده است.تجربه بيش از 60 سال سابقه فعاليت شرکت هاي بازاريابي شبکه اي در دنيا، از آمريکا گرفته تا کشورهاي ديگر، نشان مي دهد که تنها راه استفاده بهينه از اين پديده، به گونه اي که موجب رشد و ترقي جامعه و افراد آن شو د و نه موجب گسترش بدگماني و روحيه کلا هبرداري، اين است که اول به سمت شناخت صحيح و اصولي آن گام برداريم و سپس با قانونمند کردن چنين فعاليتهايي، راه براي سودجويان و کلا هبرداران ببنديم.تجربه اي که کشورآمريکا پس از سالها محاکمه شرکت AMWAY(اولين شرکت بازاريابي شبکه اي دنيا) به آن رسيد و پس از آن داراي قانوني مدون در اين باره شد و پس از آن هم در بسياري از کشورهايي که ابتدا به شدت با بازاريابي شبکه اي مقابله مي شد، قانون فروش مستقيم و بازاريابي شبکه اي به سامان رسيد و شرکتها بر اساس آن قانون مصوب فعاليت مي کنند.بديهي است تا زماني که قانوني مدون و شفاف درباره چگونگي فعاليت شرکت هاي اين چنيني در کشورمان وجود نداشته باشد، همچنان بايد شاهد فعاليت آشکار و پنهان شرکتهاي سالم و غيرسالم و البته عده اي هم سود جو باشيم و در اين ميان، هيچ گاه خوب از بد بازشناخته نمي شود.چه بساکه شاهد بهترين راه براي جلوگيري از فعاليت هاي زيرزميني و مخفي شرکت ها و افراد کلا هبردار و سودجو، ايجاد زمينه مناسب براي معرفي و فعاليت آشکار و سالم شرکت هاي قانوني و استاندارد در جامعه باشد. تجارت بسيار در طي سال هاي اخير، در زمينه هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي ثابت کرده که برخوردهاي سطحي و خشن و بدون شناخت با هر پديده اي، نه تنها منجر به کنترل و محدود کردن آن نشده که به گسترش و بي ساماني آن دامن زده است. بنابر اين منطقي و مهم است که پيش از تدوين هر قانوني، شناخت جامع و درستي از صنعت بازاريابي شبکه اي حاصل شود.
منبع : روزنامه مردم سالاری - نويسنده : محمدرضا زرين - به بهانه برگزاري اولين فستيوال فروش مستقيم در دبي
اینوست منت هم در ایران با وست ویژن معنا یافت
پس از آن که طرح های هایپ توسط شرکت هایی سود جو به نام نتورک مارکتینگ وارد ایران شدند و صدمات فراوانی به نتورک مارکتینگ و تجارت الکترونیک وارد کردند، شرکت وست ویژن با پلانی منحصر به فرد و با اهدافی بزرگ پا به عرصه ی تجارت الکترونیک گذاشت و نتورک مارکتینگ را معرفی نمود و تفاوت های آن را با هایپ مشخص کرد.
اما پس از مدتی که بازار افراد و شرکت های سودجو با معرفی نتورک مارکتینگ توسط شرکت هایی مانند وست ویژن به هم خورد، بسیاری از این شرکت ها و افراد به دنبال راهی جدید بودند که استفاده از نام اینوست منت را بهترین راه برای ادامه ی سودجویی های خود یافتند. استفاده از نام اینوست منت از چند جهت بهترین راه برای سودجویی آنان بود:
اینوست منت هنوز در ایران وارد نشده بود و کسی با آن آشنایی نداشت.در اینوست منت مانند نتورک مارکتینگ محصول خرید و فروش نمی شد.در ازای دریافت سرمایه هیچ کالا یا خدماتی به سرمایه گذار ارائه نمی شد.
این بار شرکت ها و افراد سودجو طرح های هایپ را از دل اینوست منت بیرون آوردند و آن را با نام اینوست منت به مردم معرفی کردند و متاسفانه بسیاری از افراد اشتباه خود در مورد نتورک مارکتینگ را دوباره و این بار با نام اینوست منت تکرار کردند و به عضویت این شرکت ها در آمدند. این شرکت ها برای هایپ به اصطلاح اینوست خود پلان طراحی کردند!!! جایگاه ایجاد کردند و در ازای تعادل افراد هم به آن ها پوینت هایی دادند!!! سودهای ماهیانه 25%، 30% و حتی 50% وعده دادند و ...
اما در این میان مدیرعامل فهیم و توانای وست ویژن با اخذ مجوز سرمایه پذیری از دولت امارات متحده عربی برای اولین بار و به عنوان اولین شرکت و شاید تنها شرکت فعال در ایران اینوست منت را به معنای واقعی کلمه تعریف و اینوست منت را با اینوست وست ویژن به همگان معرفی کرد.
بعد از معرفی اینوست وست ویژن بسیاری از افراد متوجه شدند که:
در اینوست منت حقیقی پس از اتمام قرارداد سرمایه گذار با شرکت پذیرنده ی سرمایه باید اصل پول سرمایه گذار به او مسترد گردد: اتفاقی که در هیچ یک از شرکت های (هایپ) به اصطلاح اینوستی اتفاق نمی افتد.
شرکت پذیرنده ی سرمایه باید مجوز رسمی برای سرمایه پذیری از دولت متبوع خود دریافت کرده باشد و در این مجوز نوع دریافت سرمایه نیز مشخص شده باشد: در این مورد هم هیچ یک از این شرکت ها مجوزی ندارند.
در اینوست منت تعاریفی مانند تعادل معنایی ندارند و همان طور که از نام آن مشخص است سرمایه گذاری است و افراد باید فقط سود توافقی سرمایه ی خود را دریافت کنند.
سود ماهیانه ی سرمایه گذاران باید به حساب بانکی آنان واریز گردد یا به صورت نقدی به آنان داده شود و هرگز نباید برای پرداخت سود از پوینت استفاده شود. دادن پوینت یکی از واضح ترین نشانه های هایپ بودن شرکت ها و فعالیتشان است.
و البته بسیاری موارد دیگر که در مطالب قبلی هم به آن ها اشاره شده است.
حال با توجه به مطالب بالا از شما دوستان و عزیزان می خواهم که با دقت بیشتری در مورد شرکت هایی که به شما معرفی می شوند تصمیم گیری کنید. در مطلب بعدی در مورد شرکت های هایپ که با نام اینوست منت فعالیت می کنند تو ضیحاتی کامل ارائه می دهیم و در مورد خطرات سرمایه گذاری در این شرکت ها بیشتر می نویسیم.
منبع : اصفهان مسترزتیم
