سال نو مبارک

بهار جشن طبیعت است، و طبیعت در جشن بهاری خویش آنقدر زیباست که آدمی را مسحور خویش می کند، آن چنان که از سخن گفتن باز می ماند و حرف هایش، ناگفته، در ژرفای جانش انباریده می شود. به جای او گنجشگان پرگو سخن می گویند و زبان گنجشگان یعنی: بهار، برگ، نسیم، عطر.
بهار دميدن روح حيات است در كالبد طبيعت و فروردين فصل جريان خون است در شاهرگ هستي. سال به پايان خود نزديك مي شود. شب به دنبال روز و روز به دنبال شب و اين قصه كه نامش قصه عمر است همچنان ادامه دارد.
پس بايد هوشيار باشيم كه فصل ها مي آيند و مي روند اما اين عمر ماست كه قابل بازگشت نمي باشد. بياييد از اين تجديد بهار درس تجديد حركت و تلاش را آموخته و ارزش واقعي عمر را دريابيم.
نوروزي ديگر از راه ميرسد. نوروزي به استواري دماوند، به قدمت استوره، به تازگي برگهاي بهاري. نوروزي ديگر از راه ميرسد تا كوي و برزن و خيابان پر شود از مردماني كه در پي اينند تا زيبايي افزاي اين جشن كهن باشند.
انديشه و تولد دوباره روح و دل با مطلع حلول سال 1387 احساس خوشايندي است که نبايد به سادگي از دست داد. با استمداد از دعاهاي مخصوص عيد و آداب آن به سمت و سوي زندگي معنوي حرکت کنيم. پس دست بر دعا به درگاه مهربانترين ها برميداريم که اي خداي خوب:
يا مقلب القلوب والابصار؛ يا مدبر اليل و النهار؛ يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال.